ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
سیزدهم نوامبر 1992 ورزشگاه توماس مک سنتر لاسوگاس آمریکا محل اولین نبرد تاریخی ایواندر هالی فیلد و ریدیک بو برای عنوان قهرمانی سنگین وزن در سازمان های wbc-wba-ibf داور وسط ( جو کورتز)
هالی فیلد پس از شکست دادن لاری هولمز در ژوئن 1992 و بدست آوردن این عناوین ارزشمند حال برای دفاع از عناوینش در مقابل ریدیک بو قرار گرفت و خودش خوب میدانست که اینبار رقابت بسیار سخت تری در پیش دارد چرا که ریدیک بو با بهره مندی از یک مربی بسیار مجرب و کار کشته بنام( ادی فاج) و تمرینات سخت و صد البته قامت بلندتر و وزن بیشتر شاید بتواند نه اینکه 12 راند را دوام بیاورد بلکه موجب خطر برایش گردد. ریدیک بوی جوانتر و با انگیزه تر و اینکه پشت سر گذاشتن حریفانش یکی پس از دیگری و رسیدن به غول بزرگی بنام هالی فیلد، قهرمان سنگین وزن سال 1992. هالی فیلد میدانست که ریدیک به هیچ وجه با ضربات پی درپی عقب نشینی نخواهد کرد و در زدن ضربات کوتاه و داخلی موفق تر است و این را بارها و بارها مربی او گوشزد کرده بود و اینکه اضافه وزن 9 کیلویی ریدیک شاید در شدت ضرباتش و استقامت وی تاثیر داشته و این یک خطر جدی برای ایواندر بود. ایواندر تا قبل از این هیچ شکستی را متحمل نشده بود و با افتخار کمربندهای قهرمانی 3 سازمان معتبر مشتزنی حرفه ای را در اختیار داشت، او مشتزنانی همچون: لاری هولمز-جورج فورمن-داگلاس-مایکل داکس-تری میمز را شکست داده بود تا اینکه در موقعیت مبارزه ای تاریخی قرار بگیرد. در این مبارزه ریدیک بو آنچنان که تصور میکردند ظاهر شد و با مشتهای کوبنده و مهلک توانست بر ایواندر تاثیر بگذارد و ادی فاج با آنالیز کردن ایواندر توانست مشق خود را به دست آموز خودش دیکته کند و اینبار ایواندر واقعا در مقابل یک مشتزن بسیار جسور و با انگیزه قرار داشت، مشتزنی که برای مشت زدن هیچ تعملی نداشت و برای نابود کردن ایواندر حاضر بود حتی به یک بمب اتمی تبدیل شود. این مبارزه 12 راند به طول انجامید و هر دو مشتزن با تمام قدرت به همدیگر مشت میزدند و اما قدرت در برابر قدرت جلوه نمایی میکرد و کلاس خاص این دو مشتزن تمامی تماشاگران را به وجد آورده بود و هرلحظه با اصابت هر مشت سنگین نفسها را در سینه حبس میکرد. هواداران و علاقه مندان به هالی فیلد خیلی بیشتر حاضر بودند و مرتب او را با صدای بلند خطاب میکردند، در بعضی اوقات ایواندر مجبور بود به بسته کردن گاردش رو بیاورد تا از اصابت ضربات سنگین و فنی ریدیک درامان باشد و البته تجربه و نابغه بودن وی توانست او را تا راند 12 بکشاند و موجب شگفتی همگان شود. در یکی از راندها هالی فیلد تا مرز پایین رفتن پیش رفت اما در آن حالتی که در اصطلاح مشتزنی (هرت) نامیده میشود توانست بازگردد و حتی با حمله به ریدیک موجب خطر برای او شد و این بازگشت شگفت انگیز را فقط نابغه ای مثل هالی فیلد میتواند انجام دهد چرا که در حال رفتن به سمت طناب و حمله های بی امان ریدیک، توانست با تمرکز و تجربه اش از افتادن و ناک اوت شدن خودش جلوگیری کند. درواقع رسپکتی که هالی فیلد دراین مبارزه بدست آورد از پیروزی اش مهمتر بود و برای همگان ارزش بیشتری داشت چرا که او توانست یک مبارزه واقعی و جوانمردانه از خودش به یادگار بگذارد. ریدیک بو هم دیگر از مشت زدن خسته شده بود و در راند 11 با حمله به ایواندر بازهم قصد داشت موجبات ناک داون شدن او را فراهم نماید که ایواندر مدام به سمت ریدیک با گارد بسته حرکت میکرد و چنانچه فقط یک قدم از ریدیک دور میشد صد در صد ریدیک بو ضربه نهایی را به او میزد اما نابغه مشتزنی حرفه ای توانست اینبار هم خودش را در رینگ حفظ کند و کابوس سیاه برای ریدیک بو آغاز گردید. خیلی از کارشناسان،محققان،نویسندگان و حتی دلالانی که در آنجا حضور داشتند صرفا به سقوط ایواندر چشم دوخته بودند اما رفته رفته پس از طی شدن 6 راند متوجه شدند که این خطر امکان دارد متوجه ریدیک باشد نه ایواندر. همه در یافتند که فقط یک نابغه میتواند در این شرایط اینچنین خودش را تثبیت کند و حتی باعث افت توانایی یک مشتزن پرقدرت شود، به نقل یکی از کارشناسان: ایواندر مبتنی بر اصول واقعی یک مشتزن، مبارزه کرد و همه در شکست او پیروزی واقعی را دیدند و ایواندر درتمامی مبارزاتش این کارکتر را رعایت میکرده. ایواندر در این مبارزه بر اثر فشار بیش از حد دچار آمفاکتوس شد و چند روزی حال مناسبی نداشت و تحت پزشک بود و اما بلایی که بر سر ریدیک آمد تنها کابوس های وحشتناکی بودند که پس از این مبارزه هر شب به سراغش می آمدند. به گفته خودش که اظهار داشته: (هرجا میرفتم سایه هالی فیلد را میدیدم حتی درون سرویس بهداشتی هم آسایش نداشتم و مدام جلوی نظرم بود) پس از پایان 12 راند نفسگیر و ایجاد یک تراژدی دیگر در دنیای مشتزنی، داورها واقعا از اینکه رای را به ریدیک بدهند نگران بودند و میدانستند که اگر چه برتری عرصه ازآن ریدیک بود اما هنر جنگندگی و تاکتیک بالای ایواندررا نیز نمیتوان دست کم گرفت، برای همین از 12 راند مبارزه امتیاز چند راند به ایواندر تعلق گرفت و این برای همگان قابل تحسین بود. جو صحنه های پایانی مبارزه حاکی از این بود که انگار ایواندر پیروز شده بود و این آغاز یک دیدگاه و تفکر عمیق نسبت به مبارزه بعدی آنها بود. یکی از نویسندگان حاضر در صحنه رو به ایواندر کرد و گفت: هی قهرمان تو عناوینت را نباختی بلکه اصالت واقعی آنها را با این مبارزه بدست آوردی.